اندر احوالات مانگای برزرک

 

 یه هفته ای میشه که چپتر 311 برزرک امده بیرون .. اما تو این قسمت چه اتفاقاتی میوفته .

کشتی SEAHORS کشتی دزدای دریایی رو در یه چشم به هم زدن به توپ میبنده . و حسابی
کفر دزدا رو در میاره ..دزدا هم  با طلوع خورشید دست از حمله برمیدارن .. گاتز و همراهانش
به خاطر تعمیر کشتی مجبور به لنگر انداختن در یک جزیره میشن … و برای جمع آوری آذوقه وارد
این جزیره سخره ای و از قراره معلوم نفرین شده  میشن … از همون اوایل ورود  جادوگر
کوچولو ما » اه خدا اسمش چی بود» حضور یک نیروی پلید رو در جزیره حس میکنه و گاتز و دوستاشو ازین حضور عجیب مطلع میکنه گاتز هم تو این متوجه شده که نفرین روی گردنش بعد از وزش اون باد عجیب غریب کماکان باز مونده …سرپیکو پیشنهاد میکنه که همه پیش هم بمونن  تا اتفاقی پیش نیاد و به سمت روستای واقع در جزیره حرکت میکنن در این بین و فندق که دنبال ماجراجویی و اکتشاف جزیره از تیم جدا شدن متوجه یه غار در جزیره میشن و تصمیم میگیرن کندوکاوی تو این غار کنن

اما همون لحظه صدای میشنوند که اونا رو از رفتن به غار منصرف میکنن..دختری از اهالی روستا درباره غار و اینکه جای خطرناکی هست و مردم  اعتقاد دارند که تو این غار خدای دریا زندگی میکنه به اونا هشدار میده … گاتز و همراهانش به روستا میرسن اما مردم از ارتباط پیدا کردن با خدمه کشتی امتناع میکنن  . اینجاس که گاتز و دوستاش شک میکنن و در همین موقع یک موجود شبیه به درخت که مثا اجنه ها یه چشم داره رو در وسط روستا میبینن
خوب این بود داستان این چپتر مانگای برزرک …

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: